حیف و میل بیت المال به سبک پرسپولیس؛ قرارداد خرید پرسپولیس پنج برابر شد!

ایگور سرگیف، مهاجم ۳۲ ساله تیم ملی ازبکستان، پس از توافق نهایی با مدیران باشگاه پرسپولیس، قرار است امروز (یکشنبه) وارد تهران شود تا تستهای پزشکی خود را پشتسر بگذارد و بهطور رسمی قراردادش را با سرخپوشان پایتخت امضا کند. سرگیف که قراردادش با باشگاه پاختاکور ازبکستان به پایان رسیده، بهعنوان بازیکن آزاد راهی فوتبال ایران شده و طبق توافق انجامشده، قراردادی یکونیم ساله با پرسپولیس امضا خواهد کرد.
تمامی توافقات میان این مهاجم ازبکستانی و مدیران باشگاه پرسپولیس انجام شده و از نظر فنی و حقوقی، مانعی برای نهایی شدن این انتقال وجود ندارد. با این حال، آنچه این قرارداد را به یکی از بحثبرانگیزترین نقلوانتقالات فصل تبدیل کرده، رقم نجومی آن است؛ رقمی که نهتنها با شرایط اقتصادی فوتبال ایران همخوانی ندارد، بلکه پرسشهای جدی درباره شیوه مدیریت مالی باشگاهها و نظارت نهادهای مسئول ایجاد کرده است.
رقم قرارداد ایگور سرگیف برای یکونیم فصل حضور در پرسپولیس، یک میلیون و ۵۰۰ هزار دلار اعلام شده است؛ عددی که در مقایسه با قرارداد فصل گذشته او با باشگاه پاختاکور ازبکستان، جهشی خیرهکننده و غیرقابلتوجیه به نظر میرسد. سرگیف در فصل گذشته با دستمزدی حدود ۳۰۰ هزار دلار برای پاختاکور به میدان میرفت و حالا تنها با تغییر مقصد، شاهد افزایش پنجبرابری قرارداد خود شده است؛ افزایشی که در هیچیک از منطقهای اقتصادی فوتبال حرفهای، بهویژه در کشوری با ساختار مالی فوتبال ایران، بهراحتی قابل توضیح نیست.
این در حالی است که فوتبال ایران سالهاست با بحران مزمن کمبود منابع مالی، نبود درآمد پایدار، بدهیهای انباشته، پروندههای متعدد در فیفا و محرومیتهای بینالمللی دستوپنجه نرم میکند. باشگاههای بزرگ، از جمله پرسپولیس، نهتنها درآمد ارزی مشخص و مستمری ندارند، بلکه بخش قابلتوجهی از بودجه آنها نیز بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم از منابع عمومی تأمین میشود. در چنین شرایطی، پرداخت قراردادهای دلاری سنگین، آن هم به بازیکنی که در بازار قبلی خود دستمزدی بهمراتب پایینتر دریافت میکرده، جای سؤال و تأمل جدی دارد.
سؤال اصلی اینجاست که چه منطقی پشت چنین تصمیمهایی نهفته است؟ آیا مدیران باشگاهها در قبال تعهدات مالی چند میلیون دلاری خود پاسخگو هستند؟ آیا نهادهای نظارتی، چه در سطح فدراسیون فوتبال و چه در سطح نهادهای بالادستی، نظارت کامل و مؤثری بر نحوه هزینهکرد باشگاهها دارند یا این قراردادها در خلأ نظارتی و بدون شفافیت لازم منعقد میشوند؟
از سوی دیگر، بار دیگر نام دلالیسم و نقش پررنگ واسطهها در نقلوانتقالات فوتبال ایران به میان میآید؛ جریانی که سالهاست بدون شفافیت، بدون پاسخگویی و بدون محدودیت مؤثر، فعالیت میکند و گاه این شائبه را تقویت میکند که منافع دلالان، بر منافع باشگاهها و حتی منافع ملی فوتبال کشور اولویت دارد. چگونه ممکن است بازیکنی که در لیگ ازبکستان با قراردادی ۳۰۰ هزار دلاری بازی میکرده، حالا در فوتبال بدون درآمد ایران، قراردادی یکونیم میلیون دلاری دریافت کند؟
مدیران باشگاه پرسپولیس در شرایطی این قرارداد را نهایی میکنند که همچنان در حال مذاکره با چند بازیکن دیگر در پستهای دفاع راست، دفاع چپ و مهاجم هستند و بدیهی است که هر قرارداد جدید، تعهد مالی تازهای را به باشگاه تحمیل خواهد کرد. پرسش اینجاست که این تعهدات چگونه و از چه محلی تأمین خواهد شد و آیا آینده مالی باشگاه و بدهیهای احتمالی آن در نظر گرفته شده است یا خیر.
در نهایت، آنچه بیش از خود رقم قرارداد نگرانکننده به نظر میرسد، نبود شفافیت، فقدان پاسخگویی و تکرار چرخهای معیوب در مدیریت فوتبال ایران است؛ چرخهای که در آن، قراردادهای دلاری سنگین بسته میشود، بدهیها روی هم انباشته میشوند و در نهایت، کسی مسئولیت این تصمیمها را بر عهده نمیگیرد. این سؤال همچنان بیپاسخ مانده است: چه کسی باید پاسخگو باشد که چرا بازیکنی با دستمزد ۳۰۰ هزار دلار، یکشبه به قراردادی ۱.۵ میلیون دلاری در فوتبال بحرانزده ایران میرسد؟
