
یادداشت ویژه | سالگرد درگذشت قیصر فوتبال جهان
ورزش دات آنلاین – روزی که فرانتس بکنباوئر چشم از جهان فروبست، نه فقط فوتبال آلمان، بلکه جهان ورزش یکی از بزرگترین اسطورههای عصر مدرن را از دست داد؛ مردی که نامش فراتر از یک بازیکن یا مربی، به نمادی از نبوغ، شجاعت و رهبری بدل شد.
بکنباوئر در سال ۱۹۴۵، درست در دل ویرانیهای جنگ جهانی دوم و همزمان با بمبارانهای مونیخ به دنیا آمد؛ زمانی که تصویر آلمان در ذهن جهان، آمیخته با نفرت و ترس از میراث جنگ و نازیسم بود. اما دو دهه بعد، همین کودک جنگزده به امید یک ملت تبدیل شد. او نشان داد میتوان در سختترین شرایط رشد کرد، زیبا زیست و با فوتبال، تصویری تازه از یک کشور به جهان ارائه داد.

جام جهانی ۱۹۷۰ مکزیک، نقطهای بود که جهان با چهره اسطورهای «قیصر» آشنا شد. بکنباوئر پس از درخشش در جام جهانی ۱۹۶۶ و موفقیتهای داخلی، عضوی کلیدی از تیم پرستاره آلمان غربی بود. دیدار تاریخی برابر ایتالیا در نیمهنهایی، که به «زیباترین بازی تاریخ جام جهانی» شهرت یافت، جایگاه او را جاودانه کرد. بازی با کتف شکسته در وقت اضافه، آن هم با بانداژی که به تصویری ماندگار بدل شد، از بکنباوئر اسطورهای ساخت که شجاعت ژرمنها را به نمایش گذاشت.
چهار سال بعد، او رهبر نسلی شد که تلخی شکستها را به شیرینی قهرمانی بدل کرد. آلمان غربی پس از باخت غیرمنتظره به آلمان شرقی، در جام جهانی ۱۹۷۴ کمتر کسی را به قهرمانی امیدوار کرده بود؛ اما بکنباوئر، در کنار ستارگانی چون گرد مولر و پل برایتنر، تیمی ساخت که در فینال مونیخ، توتال فوتبال هلندیِ رینوس میشل و یوهان کرویف را از پا درآورد. لبخند قیصر هنگام بالا بردن جام، یکی از نمادینترین تصاویر تاریخ جام جهانی شد.

دوران بازیگری او با افتخاراتی کمنظیر همراه بود: سه قهرمانی متوالی جام باشگاههای اروپا، پنج قهرمانی بوندسلیگا، افتخارات داخلی در آمریکا با نیویورک کاسموس و دو توپ طلا در سالهای ۱۹۷۲ و ۱۹۷۶. بکنباوئر یکی از معدود بازیکنانی است که همزمان قهرمانی جام جهانی، لیگ قهرمانان اروپا و توپ طلا را در کارنامه دارد؛ افتخاری که نام او را در کنار بزرگان تاریخ فوتبال قرار میدهد.

اما جاهطلبی قیصر به مستطیل سبز محدود نماند. او در قامت سرمربی، تیم ملی آلمان غربی را به یکی از منسجمترین و قدرتمندترین تیمهای دهههای ۸۰ و ۹۰ تبدیل کرد. تیمی شاید نه به زیبایی برزیل و نه به محبوبیت آرژانتین، اما بهشدت سازمانیافته و مرگبار. شکست فینال ۱۹۸۶ مقابل مارادونا، نگاه عمیق او به فوتبال را آشکار کرد؛ جایی که نوشت: «خوشبختانه ما نبردیم، چون برد ما، شکست فوتبال بود.» چهار سال بعد، در رم، اشکهای مارادونا و قهرمانی آلمان، بکنباوئر را پس از زاگالو به دومین فرد تاریخ تبدیل کرد که هم بهعنوان بازیکن و هم مربی، جام جهانی را فتح کرده است.

پس از آن، قیصر در نقش مدیر و سیاستمدار فوتبال نیز درخشید. ریاست کمیته برگزاری جام جهانی ۲۰۰۶، فرصتی بود تا بکنباوئر تصویر آلمان را در جهان بازتعریف کند؛ جامی منظم، شاد و موفق که نشان داد فوتبال چگونه میتواند پل ارتباطی ملتها باشد. خودش میگفت آلمان پنج هفته فرصت دارد تصویری را تغییر دهد که پنج دهه ساخته شده بود؛ و موفق شد.
زندگی شخصی بکنباوئر نیز سرشار از روایتهای انسانی بود؛ از کودکی در زمینهای خاکی تا تبدیل شدن به چهرهای جهانی. وقتی از او پرسیدند چرا فرزندش به اندازه خودش موفق نشده، پاسخش ساده و عمیق بود: «من پسر یک کارگر بودم و او پسر یک میلیونر؛ من مجبور بودم بجنگم، او دلیلی برای جنگیدن نداشت.»

مرور بخشی از زندگی فرانتس بکنباوئر بهخوبی نشان میدهد چرا جهان فوتبال هنوز در شوک فقدان اوست. شاید بهترین توصیف را روزنامه مارکا نوشت؛ جملهای کوتاه اما گویا:
«همه ما میخواستیم بکنباوئر باشیم.»
