
ورزش دات آنلاین- برای ما ایرانی ها ستاره های تیم ملی نود و هشت، ستاره های درخشش ابدی ان.
گلادیاتورهایی که از دل نبردهای سخت، لبخندهای عمیق و شادی های از ته دل رو به غنیمت میارن.
اونا خالق لبخندهای عمیق و شادی های نامیرا بودن
ما ستاره های تیم ملّی فوتبال 98 رو در یک کلمه خلاصه می کنیم: معجزه
اما وقتی اسم یکی از ستاره های این تیم رو توو آگهی های تحریم دیدیم، باور کردیم که معجزه ها ابدی نیستن و کرونا، این خطرناک ترین قاتل زنجیره ای قرن معاصر، می تونه قاتل عمیق ترین خنده ها و باشکوه ترین معجزه ها باشه
پرسپولیس، اشتورم گراتس یا تیم ملی اون راه نفوذ به سمت چپ رو خوب بلد بود، آماده حمله به قلب حریف، مهرداد اما این بار، قلب همۀ ما رو نشونه گرفت.
قلب ما که در مقابل از دست دادن یکی از ستاره های تیم 98، بی دفاع بود.
باورنکردنی بود... دو سال گذشته، اما هنوز باورنکردنیه
هنوز مبهوتیم
تنها و مبهوت... شبیه مهاجمی که میون خط دفاعی حریف زمین خورده و یه موقعیت حتمی گل رو از دست داده و حالا هیچ چهرۀ آشنایی دور و برش نیست
تنهاییم
تنها و مبهوت
حیرت زده و تلخکام
مثل لحظه ای که تیر دروازه سد راه مسیر خوشبختی مون می شه
کرونا مامور مسقیم مهار شماره بیست و پنجمون شد
بیست و پنجی که وقتی لباس تیم ملی رو پوشید انقدر با تعصب به میدون رفت که رنگها رو فراموش کردیم و چشم دوختیم به نمایش خیره کننده ش توی میدون حریف
دو سال گذشت و چشم هامون هممچنان خیره مونده به لحظه ای که انتظار یه کامبک رو می کشیدیم
یه بازگشت لحظۀ آخری
کامبکی که اتفاق نیفتاد
نفسی که رفت و ....(آه کشیدن) برنگشت
اشکهایی که این بار، نه از روی شوق و شادی، که از روی حسرت، برای بیست و پنج ابدی مون ریختیم
دو سال گذشته و جای مهرداد از همیشه خالی تره
هنوز لحظه های قبل و بعد از بازی تیم محبوبش، جای خالیه کری خونی هاش و خنده هاش احساس می شه
هنوز شادی های بعد از هر برد، یه چیز بزرگ، کم داره: خنده های از ته دل مهرداد
شونه های ما برای تشییع این ستاره خیلی ناتوان بود ، ما عادت داشتیم ستاره مون رو بعد از هر برد روی شونه هامون از فرودگاه بدرقه کنیم نه به آغوش خاک
اما خاک سرد، یه قلب سرخ گرم رو از ما گرفت
ما مغلوب شدیم
ما مبهوت شدیم
ما تنها موندیم
حسرت خیلی رسیدن ها روی دستِ آرزوهامون موند
و روز مادر امسال، مادرای زیادی، مثل مادر مهرداد، چشمشون به در خیره موند
اونا تا ابد چشمشون به در خیره می مونه
مهرداد برای مرگ مارادونا نوشت: بدون شرح
اما رفتن خودش، اینطور غریبانه رفتنش، نفس حبس شده اش توی سینه، برای همه ما بدون شرح ترین قصۀ دنیاست
مهرداد رفت
بدون مقدمه
بدون شرح
با غم بی پایان
با حسرت ابدی ....
بیست و پنج باتعصب
قصۀ پرغصۀ بی تکرار
