
نبود زمین استاندارد و چمن باکیفیت، حالا دیگر یک مشکل مقطعی یا قابل اغماض نیست؛ این معضل به یکی از بزرگترین بحرانهای ساختاری فوتبال ایران تبدیل شده است. بحرانی که کار را به جایی رسانده که حتی بزرگترین و پرهوادارترین باشگاههای کشور، برای رسیدن به نتیجه بهتر، حاضر شدهاند از امتیاز میزبانی در خانه خود چشمپوشی کنند.
اوضاع اسفبار زمینهای فوتبال پایتخت، بیش از هر زمان دیگری زنگ خطر را برای مدیران ورزش کشور به صدا درآورده است. استقلال و پرسپولیس، دو نماد فوتبال ایران، امروز نهتنها از داشتن ورزشگاه اختصاصی محروماند، بلکه حتی در شهری که قلب فوتبال کشور به شمار میرود، زمین قابل قبولی برای میزبانی ندارند. این واقعیت تلخ، تصویری نگرانکننده از وضعیت زیرساختهای فوتبال ایران ترسیم میکند.
پرسپولیس که نیمفصل اول لیگ برتر را با کسب ۲۸ امتیاز و قرار گرفتن در رتبه دوم جدول به پایان رسانده، بهجای تمرکز صرف بر مسائل فنی، ناچار است به دنبال شهر میزبان بگردد. ورزشگاه آزادی و تختی عملاً از چرخه مسابقات خارج شدهاند و چمن ورزشگاه شهدای شهرقدس نیز شرایطی دور از استاندارد دارد؛ موضوعی که با سبک بازی مبتنی بر پاسکاری و بازی روی زمین اوسمار ویرا همخوانی ندارد. در نتیجه، مدیران باشگاه به فکر انتقال بازیهای خانگی به استانهای همجوار افتادهاند؛ تصمیمی عجیب اما ناگزیر. ورزشگاه سردار آزادگان قزوین یکی از گزینههای اصلی است، اما همزمانی دیدارهای خانگی پرسپولیس و شمسآذر، مانعی جدی بر سر راه این انتخاب محسوب میشود.
در سوی دیگر، استقلال نیز وضعیتی مشابه و حتی پیچیدهتر را تجربه میکند. آبیپوشان در آستانه آغاز نیمفصل دوم باید در دیداری حساس میزبان تراکتور تبریز باشند؛ مسابقهای که طبق برنامه اولیه قرار است در ورزشگاه شهدای شهرقدس برگزار شود. اما افت شدید کیفیت چمن این ورزشگاه، اعتراض جدی کادر فنی استقلال را به دنبال داشته است. ریکاردو ساپینتو، سرمربی استقلال، صراحتاً اعلام کرده که تمایلی به بازی در زمینی ناهموار ندارد؛ زمینی که هم کیفیت فنی مسابقه را پایین میآورد و هم خطر مصدومیت بازیکنان را افزایش میدهد.
ورزشگاه تختی تهران به دلیل نداشتن زیرساختهای لازم از دسترس خارج شده و ورزشگاه شهید دستگردی نیز تنها با شرط عدم حضور تماشاگران میتواند میزبان باشد؛ شرطی که برای دیداری در حد و اندازه استقلال – تراکتور، عملاً به معنای از دست رفتن یک امتیاز بزرگ است. در چنین شرایطی، استقلال نیز مانند رقیب سنتی خود، به فکر مهاجرت افتاده و ورزشگاههایی چون پارس شیراز و فولاد آرهنا اهواز بهعنوان گزینههای جدی مطرح شدهاند.
آنچه بیش از همه نگرانکننده است، عادی شدن این بحران است؛ اینکه باشگاهها، مربیان و هواداران، بهجای مطالبهگری جدی، ناچار به تطبیق با شرایطی غیرحرفهای شدهاند. لیگ برتری که مدعی حرفهایگری است، امروز حتی از تأمین ابتداییترین نیاز خود یعنی زمین استاندارد عاجز مانده است.
بیکیفیتی چمنها نهتنها به کیفیت فنی مسابقات لطمه میزند، بلکه سلامت بازیکنان، جذابیت لیگ و اعتبار فوتبال ایران را نیز زیر سؤال میبرد. تا زمانی که نگاه مدیریتی کوتاهمدت و بیبرنامه بر فوتبال کشور حاکم باشد، باید منتظر روزی بود که «میزبانی» دیگر نه یک امتیاز، بلکه یک دردسر تلقی شود؛ دردسری که ریشه آن، سالها بیتوجهی به زیرساختهاست.
